بگو و بخند
for fun 
نويسندگان
نظر سنجی
مدیریت وبلاگ بگو و بخند مایل به حذف یا غیر فعال کردن وبلاگ میباشد نظر شما در این رابطه چیست ؟!؟!؟!
تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک با این وبلاگ اول ما را با عنوان بگو و بخند و آدرس sayeh-aryu.LOXBLOG.COM لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته

باتشکر مدیریت وبلاگ بگو و بخند






تو جاده شمال بودم، یه دفعه یه گاو پرید وسط جاده! منم محکم زدم رو ترمز وخیلی عصبی شروع کردم بوق زدن که بره، دیدم نه همینجوری وایساده وسط جاده داره چپ چپ نگام میکنه، یه جوری نگام می کرد انگار منتظر بود پیاده شم روشو ببوسم ازش عذرخواهی کنم!
بعد از یه دقیقه دیدم دیگه خیلی بد داره نگا میکنه، اومدم پیاده شم دیدم گاوه یه نگا به من کرد یه نگا به تابلوی محل عبور حیوانات اونور جاده، بعد با افسوس سرشو انداخت پایینو رفت!
من :|
این حرکتش از فحش خوار و مادر بدتر بود، فقط مونده بود قبل رفتن یکم نصیحتم کنه!




برچسب ها : شمال،جاده،مسافرت،گاو ,
بازدید : 436
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ جمعه 28 / 12 / 1392 ] [ 3:59 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

مردی داشت در خیابان حركت می كرد كه ناگهان صدایی از پشت گفت: اگر یك قدم دیگه جلو بروی كشته می شوی.
مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پایش.
مرد نفس راحتی كشید و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسی را ندید.
به راهش ادامه داد.
... به محض اینكه می خواست از خیابان رد بشود باز همان صدا گفت : بایست
مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعتی عجیب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پیدا كرده بود.
مرد پرسید تو كی هستی و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .

 مرد فكری كرد و گفت :
- اون موقعی كه من داشتم ازدواج می كردم کدام گوری بودی ؟؟؟




برچسب ها : فرشته نگهبان،نگهبان،فرشته ,
بازدید : 439
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ جمعه 28 / 12 / 1392 ] [ 3:59 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟
من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!

بچه كه بودم با دختر و پسر خاله هام لباس كهنه میپوشیدیم

میرفتیم گدایی با درامدش بستنی میگرفتیم كه همسایمون مارو لو داد و كتك خوردیم!!

سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون

که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم!!!!!!

به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم

سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم،
تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت !!

بچه که بودم، جو گیر بودم نماز بخونم .... بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم

رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن ... اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم....
>>>آقای راننده...آقای راننده...یالا بزن توو دنده....!!!!


چهار سال پیش باید آندوسکوپی میکردم. از یه لوله باد میفرستن تو باسن مبارک که راحت دیده شه.

دکتره نمیدونم چی بود داستان که باد خالی نکرد. یه تاکسی گرفتم برم خونه.
وسطا راه دیگه داغون فشار آورده بود از دستم در رفت گوزیدم.
منم دیگه دیدم آبروم رفته دلدرد شدیدم دارم از فشار باد، هر چی بود دادم.
انقدم فشارش زیاد بود کل ماشین رفته بود رو ویبره.
راننده لامصب جاده رو ول کرده بود نعره میزد یا امام هشتم...یا حسین.
یه پیرمرده هم داد میزد حواست به جلو باشه.
راننده فهمید من گوزیدم زد بقل گفت یابوو گم شو پایین فک کردم آمریکا حمله کرده

بچه که بودم شبا پیش خواهرم میخوابیدم وسطای شب که مطمئن میشدم

که خوابش سنگین شده دستشو می*کردم تو دماغم!

راهنمایی که بودم به شدت جو گیر بودم، همسایگیمون یه خانومه بود که تازه از شوهرش طلاق گرفته بود،

شوهره هم هر روز میومد و جلو در خونش سر و صدا راه مینداخت، خیلی دلم واسه خانومه میسوخت.
یه روز که طرف اومده بود عربده کشی، تصمیم گرفتم که برم و جلوش در بیام.
رفتم تو کوچه و گفتم آهای چیکارش داری؟ یارو یه نگاه بهم انداخت و یه پوزخندی زد و به کارش ادمه داد،
منم سه پیچش شدم، وقتی دید من بیخیالش نمیشم گفت اصلا تو چیکارشی؟ منم جوگیر، گفتم لعنتی زنمه!!

تو عروسی نشسته بودم یه بچه 3 ، 4 ساله اومد یک هسته هلو داد بهم،

منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز، چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش،
این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد!!
می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت آقا این بچس سگ نیست!
طرف بابای بچه بود!!


روز تولد 19سالگیم خودم یادم نبود، اومدم خونه دیدم در قفله چراغ ها هم خاموشه، یه باد گنده ای ول دادم

وسط خونه كه انقد صداش بلند بود خودم جا خوردم، بعد چراغ ها رو كه روشن كردم دیدم دوستام وسط سالن
با كلاه بوقی و برف شادی افتادن كف سالن هی میخندن بعد یكسری هم سرخ شدن
میگن تولد تولدِت مبارك... كیكم از دست یكی از دوستام افتاد وسط سالن، خلاصه شب به یاد ماندنی شد ...

سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد،

نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری 3-2 بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه
چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود.
آقاهه گفت : ببخشید خانم 5 بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم.
برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و
با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود 10 دفعه
با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!!

وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره

بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم
وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد.
کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد.
بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و حرص میخورد.
اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم.
تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید
و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست.
من 5 روز تو شوک بودم!!

بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم!

رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد
منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریه*ام گرفت!
با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!

تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می*شستم

جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم.
زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره !!!!!

مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد.

صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.
جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود
یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید : مامان بزرگ زود رفتی ...
یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد!!

یه شب مادرم مریض بود داشتم ازش پرستاری میکردم بعد گفت برو برام آب بیار رفتم آب آوردم

دیدم خوابش برده اومدم تریپ بایزید بسطامی بردارم صبر کنم بیدار شه
یه دفعه یه لحظه خوابم برد آبو ریختم رو مامانم !!!!!!!!




برچسب ها : اعتراف،دیگران،طنز ,
بازدید : 452
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ جمعه 28 / 12 / 1392 ] [ 3:58 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

Keyboard ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﺪ؟

Communication Board ﮐﺎﻣﯿﻮن ﮐﯽ ﺷﻦ ﻫﺎ رو ﺑﺮد؟

Morphine .ﺑﺎﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻓﯿﻦ ﮐﻨﯽ

MissCall .دﺧﺘﺮ ﻧﺎ ﺑﺎﻟﻎ را ﮔﻮﯾﻨﺪ

Freezer ﺣﺮف ﻣﻔﺖ

Suspicious .ﺑﻪ ﻟﻬﺠﻪ اﺻﻔﻬﺎﻧﯽ: ﺳﺎس از ﺑﻘﯿﻪ ی ﺣﺸﺮات ﺟﻠﻮ ﺗﺮ اﺳﺖ

Johnny Depp ﻗﺎﺗﻞ اﻓﺴﺮدﻩ

Acer !ای آﻗﺎ

Welcome دﻫﻦ ﻟﻖ

Manual ﻣﻦ و ﺑﻘﯿﻪ

Accessible ﻋﮑﺲ ﺳﯿﺒﯿﻞ

Refer ﻓﺮ ﮐﺮدن ﻣﺠﺪد ﻣﻮ

See you later !ﻻت ﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯿﺎی

Good Setting .آن ﺳﻪ ﭼﯿﺰِ ﻧﯿﮏ را ﮔﻮﯾﻨﺪ: ﮔﻔﺘﺎر ﻧﯿﮏ - ﮐﺮدار ﻧﯿﮏ -ﭘﻨﺪار ﻧﯿﮏ

Piece of a man who owns a locker !ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻻﮐﺮدار

Above Border ﻓﺮاﻣﺮز

Insecure اﯾﻦ ﺳﻪ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ

Business .اﺷﺎرﻩ ﺑﻪ ﺑﻮزﯾﻨﻪ در ﮔﻮﯾﺶ اﺻﻔﻬﺎﻧﻰ

Legendary ادارﻩٔ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ از ﻟﺠﻦ و ﮐﺜﺎﻓﺎت ﺷﻬﺮی

Subsystem ﺻﺎﺣﺐ دﺳﺘﮕﺎﻩ

Velocity ﺷﻬﺮی ﮐﻪ ﻣﺮدم آن از ﻫﺮ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﺑﺮای وﻟﻮ ﺷﺪن اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ

Comfortable ﺑﻔﺮﻣﺎﯾﯿﺪ ﺳﺮ ﻣﯿﺰ

Long time no see !دارم ﻟﻮﻧﮓ ﻣﯽﭘﯿﭽﻢ، ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ

Cambridge .ﺷﻬﺮی ﮐﻪ ﺗﻌﺪاد ﭘﻠﻬﺎﯾﺶ اﻧﮕﺸﺖ ﺷﻤﺎر اﺳﺖ

Categorize .ﻧﻮﻋﯽ ﻏﺬای ﺷﻤﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺞ و ﮔﻮﺷﺖ ﮔﺮاز ﻃﺒﺦ ﻣﯽﺷﻮد

Jesus .در اﺻﻔﻬﺎن ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ دﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﯿﺰ داغ ﻧﺰﻧﺪ

Hairkul آﻧﮑﻪ روی ﺷﺎﻧﻪﻫﺎﯾﺶ ﻣﻮ دارد

Watergate دروازﻩ دوﻻب

UNESCO ﯾﻮﻧﺲ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

Finland ﺳﺮزﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﺮدﻣﺎﻧﺶ ﻣﺸﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﺑﯿﻨﯽ دارﻧﺪ

Damn You All دم ﻫﻤﺘﻮن ﮔﺮم

Latino ﻻت ﺑﺎزی ﻣﻤﻨﻮع

Godzilla ﺧﺪای اﺳﺘﻔﺎدﻩ ﮐﺮدن از ﻣﺮورﮔﺮ ﻣﻮزﯾﻼ

Savage Blog ﺳﺎوﺟﺒﻼغ

Betamethasone ﻣﻨﻄﻘﻪ اى در ﻣﻌﺮض ﺑﺘﺎ و از اﯾﻦ دﺳﺖ اﻣﻮاج




برچسب ها : كلمات مشترك، اینگلیسی،فارسی،مشترک،کلمات ,
بازدید : 431
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ جمعه 28 / 12 / 1392 ] [ 3:43 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

یکی از دلایل قطعی برق معلوم شد...




برچسب ها : برق , دلایل , قطعی ,
بازدید : 411
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ چهار شنبه 26 / 12 / 1392 ] [ 10:14 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

داستان جالب “کشاورز و زن غرغرو”

مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد.

یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را  به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد.

در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت…

یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشد، مرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین میکرد،  اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را بنشانه مخالفت تکان میداد.

پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.

کشاورز گفت:

خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی  در مورد همسر من میگفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق میکردم.

کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟

کشاورز گفت:

آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه




برچسب ها : داستان جالب “کشاورز و زن غرغرو”،کشاورز،غر غرو ,
بازدید : 445
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:48 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

دانشجوی تهران شمال :

نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه:

بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی . منو ترسوندی بی ...تلفظ : بی ششووور ( امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد)

 

دانشجوی دانشگاه تهران :

وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو

(توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده)

 

دانشجوی پزشکی :

در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست

 

دانشجوی هنر :

من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی .

وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .

 

دانشجوی الهیات :

یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... *

*: این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود

 

دانشجوی تربیت بدنی:

به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت

به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه

 

دانشجوی زبان خارجی :

هنوز دعوا نشده , شروع می کنن خارجکی بلغور کردن البته به نظر من اگه ترجمه ی حرفاشونو می دونستند خودشون رو زبونشون فلفل می ریختن و 2 روز تو اتاق خودشونو حبس می کردن

 

دانشجوی حقوق :

تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه .

راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو




برچسب ها : دانش جو،فحش ,
بازدید : 456
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:39 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

یارو میره مهمونی ،

 شب موقع خواب صاحب خونه بهش میگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق نی نی خوبه؟

یارو با خودش فکر میکنه: کی حوصله گریه بچه داره.

بعد به صاحب خونه میگه: نه ممنون همینجا تو حال خوبه!

 صبح پا میشه بره دستشویی یهو یه دختر میبینه میگه:

شما دختر فلانی هستی اسمتون چیه؟

دختره میگه: نی نی. اسم شما چیه؟

 یارو میگه: من ..خر,گاو, الاغ, نفهم...





برچسب ها : اتاق نی نی،نی نی،خواب ,
بازدید : 443
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:39 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

داشتم تو پیاده رو میرفتم که یهو ...

یه موتوری توی عابر پیاده با سرعت از بغلم رد شد ..!
نزدیک بود بزنه لهـــــــــم کنه ... خلاصه داد زدم :
هــــــی اینجا عابر پیادَست ها !!!

جلوتر وایساد ، جواب داد: اینجا ایرانه !!!

حرفش تا حدی منطقی‌ بود ، من که کاملا قانع شدم




برچسب ها : اینجا ایرانه،موتوری، ,
بازدید : 443
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:32 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

بسیجیه سوار تاکسی میشه، به راننده میگه: این رادیو را خاموش کن، چون در مذهب ما شنیدن موسیقی حرام است،

در زمان پیغمبر رادیو و موسیقی نبود، مخصوصا” موسیقی فرنگی که مال کفار است. راننده رادیو را خاموش میکنه،

تاکسی را متوقف میکنه و درب تاکسی را باز میکنه میگه: در زمان پیغمبر تاکسی نبود، شما بفرمایید پایین منـتظر شُتر بشید.




برچسب ها : تاکسی،زمان پیغمبر،موسیقی ,
بازدید : 438
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:23 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

داستان “دفتر مشق کثیف”

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )

دخترک چانه لرزانش را جمع کرد… بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :

خانوم… مادرم مریضه… اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن…  اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد… اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه… اونوقت…

اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم…

اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم…

معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا…

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد…




برچسب ها : داستان “دفتر مشق کثیف”،کٍیف ,
بازدید : 429
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:17 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]
نام : كمال
كلاس :دوم دبستان
موزو انشا : عزدواج!

برای مشاهده مطلب به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


برچسب ها : انشاء , کمال ,
بازدید : 588
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:17 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟
آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد او
نها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم!!!!!




برچسب ها : زوج خوش بخت،زوج،خوش بخت،بخت ,
بازدید : 503
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:13 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]




برچسب ها : ماشین،اسپرت ،دختر و پسر ,
بازدید : 472

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:10 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

آخه بچه این چه کاریه که تو می کنی




بازدید : 408
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:10 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]




بازدید : 454
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:5 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]




بازدید : 432
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 5:5 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

یارو میره داروخونه و به مسئولش میگه :
دكترجون من امشب بادوتا دافی خیلی هات برنامه دارم یه دوایی بده كه روسفید بشم جلودوتاشون..

داروخونه داره  یه شیشه بهش میده و میگه :

یه قاشق ازاینو بخوری واسه جفتشون كافیه!

فرداصبح یارو با حال خراب میاد داروخونه و میگه :

دكتر دستم به دامنت یه دارو واسه دست درد و كتف درد بهم بده !!!

دكتربا تعجب میگه :مگه چیكاركردی؟ چرا دست درد؟

یارو میگه :دكترجون همه شیشه روخوردم ،این دوتا هم نیومدن بیشرفااا




بازدید : 434
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 4:54 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه

خونه ی مادر بزرگه استخر و لابی داره


خونه ی مادر بزرگه وای فای مفتی داره


خونه ی مادر بزرگه دیش و LNB داره


کنار خونه ی اون همیشه پارتی برپاست


پارتیهای محله پر شور و شوق و غوغاست


مادر بزرگه الان مازراتی سواره


رنگ موهاشم هر روز جور واجورو باحاله..


مادر بزرگه الان شلوار جین می پوشه


کفش کالج و کیفش همیشه روبه روشه


مادر بزرگه هرشب Gem Tv رو میبینه


خرم سلطان و سنبل لامیارو میبینه


خونه ی مادر بزرگه هنوز خیلی باحاله


خونه ی مادر بزرگه حرفای خاصی داره




برچسب ها : خونه مادر بزرگ،مادر بزرگ،مادر،بزرگ،شعر ,
بازدید : 448
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ شنبه 20 / 12 / 1392 ] [ 4:54 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]

مصاحبه برای استخدام در ... / طنز

 

استخدام طنز

 

مصاحبه کننده: در هواپیمائی 500 عدد آجر داریم، 1 عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. چند عدد آجر داریم؟
متقاضی : 499 عدد!

مصاحبه کننده: سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید.
متقاضی: مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم - مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال - مرحله سوم: در یخچالو میبندیم !!

مصاحبه کننده: حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید!
متقاضی: مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم - مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریم - مرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچال - مرحله چهارم : در یخچالو میبندیم!!

مصاحبه کننده: شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی. اون کیه ؟
متقاضی: گوزنه که تو یخچاله!!

مصاحبه کننده: چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد میشود؟

متقاضی: خیلی راحت, چون سوسمارا همشون رفتن تولد شیر!!

مصاحبه کننده: سوال آخر. اون پیرزن کشته شد، چرا؟
متقاضی: امممممممم, نمیدونم, غرق شد؟

مصاحبه کننده: نه, اون یه دونه آجری که از هواپیما انداختی پائین خورد تو سرش مرد!!! شما مردود شدین, نفر بعدی لطفا :|




بازدید : 458
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


[ چهار شنبه 5 / 12 / 1392 ] [ 4:48 بعد از ظهر ] [ نویسنده : arsham ]
.: Weblog Themes By themzha :.



درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتون خوش آمدید امید وارم اوقات خوشی را در این وبلاگ بگزرانید مدیریت وبلاگ بگو و بخند
اعضاء
register
نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری



login

نام کاربری
رمز عبور

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



آخرين مطالب
امان از دست این مردا... تاریخ : 1394/08/13
خم شو ورش دار !!!!!!!!!!!!! تاریخ : 1394/08/13
دختر و سیب تاریخ : 1394/08/13
مقاوم باش... تاریخ : 1394/08/13
خیانت دوطرفه تاریخ : 1394/08/13
روش ضایع کردن دخترها تاریخ : 1394/08/13
معنی اسکل تاریخ : 1394/05/30
بحران شماعی زاده تاریخ : 1394/05/30
شعر طنز 2 تاریخ : 1394/05/30
جملات عاشقانه جدید تاریخ : 1394/05/30
جملات طنز 24 تاریخ : 1393/12/01
جمله بساز تاریخ : 1393/11/21
با آمبولانس تاریخ : 1393/11/21
آثار باستانی تاریخ : 1393/11/21
رئیس جمهوری ترک تاریخ : 1393/11/21
مطالب پر بازدید
جمله بساز بازدید : 3742
رئیس جمهوری ترک بازدید : 1313
آثار باستانی بازدید : 765
اس ام اس سر کاری بازدید : 675
جمله طنز بازدید : 588
انشاء کمال بازدید : 588
ارتباط با مدیر
جستجو

آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 244
کل نظرات : 15

آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 5

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 31
باردید دیروز : 0
ورودی امروز گوگل : 3
ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 31
بازدید ماه : 31
بازدید سال : 1796
بازدید کلی : 141798
امکانات وب



  • انجمن
  • Alatash.com , پخش زنده از حرمین شریفین!